ما به کی میگیم عاقل؟
عن الرّضا علیهالسلام:
لا یتـم عَقل إمـرء مُسلـم حتـّى تكونَ فیه عَشر خِصـال، اَلخیــرُ مِنـهُ مـأمــُول، وَ الشّر منهُ مأمـُون، یَستكثِر قلیلُ الخیر مِن غیره، وَ یَستقل كَثیرُ الخیر مـِن نفسه، لا یسام من طلب الحـوائج الیه، ولا یمل مـن طلب العلـم طول دهره، الفقر فى الله احبّ الیه مِن الغنى، و الذّل فى الله احب الیه مـن العز فى عدوه، و الخمـول اشهى الیه من الشهره، ثـم قال علیهالسلام العاشرة و ما العاشرة؟، قیل له: ما هى؟ قال علیهالسلام: لایرى احدا إلا قال: هو خیر منى و اتقى.
امام رضا(علیهالسلام) فرمود:
عقل شخص مسلمـان تمـام نیست، مگر ایـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
ـ از او امید خیر باشد.
ـ از بدى او در امان باشند.
ـ خیر اندك دیگرى را بسیار شمارد.
ـ خیر بسیار خود را اندك شمارد.
ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد، دلتنگ و ناراحت نشـود.
ـ در عمر خود از دانشطلبى، خسته نشود.
ـ فقـر در راه خـدایـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشـد .
ـ خـوارى در راه خـدایـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشد .
ـ گمنـامى را از شهرت خـواهـانتـر بـاشـد .
ـ سپس فـرمـود: دهمى چیست و چیست دهمى؟ به او گفته شـد: چیست؟
فـرمـود: كسی را ننگـرد جز ایـن كه بگـویـد او از مـن بهتـر و پـرهیز كارتـر است .
((محبت ودین))
نياز انسان به محبت، يكي از نيازهاي اساسي او ،در تمام سنين اوست. البته اين نياز در سنين كودكي بيشتر از سنين ديگر است. روش تربيتي محبت، يكي از مهمترين عوامل هم در تعليم و هم در تربيت و دروني كردن ارزشهاي اسلامي است. بسياري از انديشمندان بزرگ بر روي عامل محبت پاي فشردهاند و آن را يكي از عوامل اساسی در پي ريزي زندگي اخلاقي و مذهبی در سنين مختلف انسان معرفي كردهاند. ژان پياژه بر اين باور است که در پي ريزي ذهني كودك سه نوع احساس يا تمايل عاطفي وجود دارد كه ممكن است در زندگي اخلاقي وي مؤثر باشند، او اولين احساس و تمايل عاطفي را يك نوع نياز به دوست داشتن معرفي ميكند كه از گهواره تا نوجواني تحت اشكال مختلف خود تحول مييابد. اگر انسان بالاخص در دوره كودكي از محبت سيراب نشود،در بزرگسالي معمولاً با ناهنجاريهائي مواجه ميشود، لذا پيامبر اسلام(ص) فرموده است: «به كودكان و نوباوگان محبت نماييد و رحمت خود را شامل حال آنها گردانيد».
كمبود محبت ، به نظر بسياري از دانشمندان منشأ بسياري از عقدههاي رواني ميگردد و منشأ بسياري از شرارتهاي نوجوانان و جوانان و حتي بزرگسالان كمبود محبت در سنين مختلف، بالاخص در دوره كودكي است. علت خانه گريزي، كلاس گريزي برخي از متربيان اين است كه خود را در خانه يا كلاس يا محيط آموزشگاه تنها ميبينند و تماس عاطفي نزديك با اهل منزل يا متربيان در محيط آموزشگاه ندارند و به او محبت نميشود. يا لااقل او چنين تصور ميكند كه كسي او را دوست ندارد و محبتش را نثار او نميكند. كمبود محبت گاهي موجب برخي از عوارض جسماني مثل بياشتهايي، كم تحركي و... يا عوارض رواني مثل پرتوقعي، بدبيني، زودرنجي. انزوا طلبي، خيال بافي و... ميگردد.
به همين خاطر در مكتب تربيتي اسلام، بر روي عامل محبت تأكيد بسيار زياد شده است و به مسلمانان در مورد محبت توصيه بسيار گرديده «اقرع بن جابس» ميگويد: ديدم پيامبر(ص) امام حسن(ع) را ميبوسد، عرض كردم من ده فرزند دارم، كه هيچ يك از آنها را نبوسيدهام. پيامبر(ص) فرمود: كسي كه رحم نكند به او ترحم نخواهد شد».
در برخي روايات آن قدر روی محبت تأكيد شده است، که محبت مساوي دين معرفي شده است. «الدين هو الحب والحب هو الدين» در روايت ديگر همين معنا به صورت استفهام كه متضمن پاسخ مثبت است، بيان شده . «هل الدين الا الحب؟ ان الله يقول: ان كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله».
اساتيد گرامي بايد در نظر داشته باشند كه محبت قلبي نسبت به دانشجويان امري لازم و ضروري است، اما كافي نيست، بلكه بايد به طرق مختلف بالاخص بيان كلامي اين محبت را ظاهر كرد، زيرا ممكن است برخي از دانشجويان از محبت درونی استاد نسبت به خودشان آگاهي نداشته باشند. از طريق بيان محبت آنها نيز مطلع ميگردند. ضميمه شدن جنبه ظاهري محبت به جنبه درونی آن، باعث مضاعف شدن آن ميشود و اين عمل باعث تحكيم پيوند قلبي ميان استاد و دانشجويان ميگردد. از اين رو در روايات توصيه شده است، وقتي شخصي را دوست داريد، دوستي را تنها در درون نگه نداريد، بلكه آن را آشكار و ابراز كنيد، چون از اين طريق مودت ميان شما تحكيم ميگردد.
مرحوم کلینی در كتاب نفيس «اصول كافي» بابي تحت عنوان «باب اخبار الرجل اخاه بحبه» باز كرده و در اين باب احاديث متعددی درباره اظهار علنی محبت بيان كرده است، از جمله حديثي از امام صادق(ع) نقل كرده كه امام فرموده است: «اذا حببت رجلا فاخبره بذلك فانه اثبت للموده بينكما».
قرآن نيز از اين شيوه تربيتي استفاده كرده است. درباره حضرت موسي(ع) مشاهده مكنيم كه خداوند محبت خويش را به حضرت موسي آشكار ميكند و مي فرمايد: «والقيت عليك محبه منّي و لتصنع علي عيني»
خداوند در اين آيه مي فرمايد: من به خاطر اين كه قهر فرعونيان سبب نابودي تو نشود، تو را مورد مهر و محبت خويش قرار دادهام و اين معنا را با واژه (القيت) متكلم وحده كه نهايت صميميت را مي رساند، بيان ميكند.
همه اساتيد و مسئولاني كه به درونی كردن ارزشهاي اسلامی در دانشجويان علاقهمند هستند، بايد اين نكته را هميشه به خاطر داشته باشند كه يكي از مهمترين راههای درونی كردن ارزشهاي اسلامي آن است كه ما تصوير دوست داشتني از خدا، پيامبر، ائمه و بزرگان دين ارائه دهيم. باید محبت زايد الوصف حضرت حق نسبت به بندگان و پيامبر(ص) و ائمه(ع) نسبت به همه انسانهاي حق طلب و مسلمانان براي دانشجويان بازگو شود. در روايات نيز تصريح شده است كه تاثیر محبت در درونی كردن ارزشها. بيشتر از تأثير ترس است. الحب افضل من الخوف»
منبع:
heyatmohebban.blogfa.com
((مقام رضا))
یه روز حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد : من دلم میخواد یکی از اون بندگان خوبت رو ببینم .
خطاب اومد : برو تو صحرا . اونجا مردی هست داره کشاورزی میکنه . او از خوبان درگاه ماست .
حضرت اومد دید یه مردی هست داره بیل میزنه و کار میکنه . حضرت تعجب کرد که او چطور به درجه ای
رسیده که خداوند میفرماید از خوبان ماست . از جبرئیل پرسید . جبرئیل عرض کرد : الان خداوند بلائی
بر او نازل میکند ببین او چی کار میکنه . بلیه ای نازل شد که آن مرد در یک لحظه هر دو چشمش رو
از دست داد . فورا نشست . بیلش رو هم گذاشت جلوی روش . گفت : مولای من تا تو مرا بینا
می پسندیدی من داشتن چشم را دوست می داشتم . حال که تو مرا کور می پسندی من کوری
را بیش از بینایی دوست دارم . حضرت دید این مرد به مقام رضا رسیده . رو کرد به آن مرد و فرمود :
ای مرد من پیغمبرم و مستجاب الدعوه . میخوای دعا کنم خدا چشاتو بهت برگردونه . گفت : نه .
حضرت فرمود : چرا ؟ گفت :
آنچه مولای من برای من اختیار کرده بیشتر دوست دارم تا آنچه را که خودم برای خودم بخواهم.
اشــك عــاشق
قطره؛ دلش دریا می خواست
خیلی وقت بود كه به خدا خواسته اش رو گفته بود
هر بار خدا می گفت : از قطره تا دریا راهیست طولانی، راهی از رنج و عشق و صبوری، هر قطره را لیاقت دریا نیست!
قطره عبور كرد و گذشت
قطره پشت سر گذاشت
قطره ایستاد و منجمد شد
قطره روان شد و راه افتاد
قطره از دست داد و به آسمان رفت
و قطره؛ هر بار چیری از رنج و عشق و صبوری آموخت
تا روزی كه خدا به او گفت : امروز روز توست، روز دریا شدن!
خدا قطره را به دریا رساند
قطره طعم دریا را چشید
طعم دریا شدن را
اما؛ روزی دیگر قطره به خدا گفت: از دریا بزرگ تر هم هست؟
خدا گفت : هست!
قطره گفت : پس من آن را می خواهم
بزرگ ترین را، و بی نهایت را !
پس خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت : اینجا بی نهایت است!
و آدم عاشق بود، دنبال كلمه ای می گشت تا عشق را درون آن بریزد
اما هیچ كلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت
آدم همه ی عشقش را درون یك قطره ریخت
قطره از قلب عاشق عبور كرد!
و وقتی كه قطره از چشم عاشق چكید. خدا گفت :
حالا تو بی نهایتی، زیرا كه عكس من در اشــك عــاشق است!
برای سلامتی آقا امام زمان یه صلوات آروم تو دلت بفرست
تقدیم به عاشقــان سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع)
-
پسر شبیب، اگر برای حسین چنان گریه کنی که اشکهایت بر گونه هایت جاری شود خداوند همه ی گناهان کوچک و بزرگ ترا می آمرزد؛ اندک باشد یا بسیار. -
یکی از روایاتی که در زمینه ی ثواب گریه بر حسین (ع) نقل شده است روایت ریّان بن شبیب از حضرت ثامن الائمه امام رضا (ع)است، که به این شرح می باشد:
روز اول محرم خدمت امام رضا(ع) رسیدم فرمود: ای پسر شبیب، روزه داری؟ عرض کردم نه. پس امام گفت: بدرستیکه این روز، روزی است که زکریّا پروردگارش را خواند و گفت: پروردگارا فرزند پاکیزه ای به من عطا کن که تو شنونده دعایی.
پس خدا دعایش را اجابت فرمود و به امر پروردگار فرشته ها زکریّا را که در محراب عبادت ایستاده بود مخاطب قرار داده و گفتند که خدا ترا مژده می دهد به یحیی.
پس کسی که روزه بدارد این روز و سپس دعا کند خدا دعایش را مستجاب می فرماید چنانکه دعای زکریّا (ع) را مستجاب فرمود.
سپس فرمود: پسر شبیب. بدرستیکه محرم ماهی است که اعراب جاهلیّت بخاطر احترامش ظلم و ستم و کشت و کشتار را در آن ماه حرام کرده بودند و این امّت با اینکه به حرمت این ماه آشنایی داشت معهذا احترام پیامبر خود را رعایت نکرد و در این ماه فرزندان پیامبر خود را کشتند و زنانشان را اسیر نمودند و اموالشان را غارت کردند پس خدا هرگز آنها را نیامرزد.
پسر شبیب، اگر می خواهی برای چیزی گریه کنی پس برای حسین بن علی بن ابیطالب (ع) گریه کن که او را ذبح کردند همانطور که گوسفند را ذبح می کنند و از اهلبیت او هم هیجده نفر را با او به شهادت رساندند که در روی زمین مثل و مانند نداشتند، و به تحقیق هفت آسمان و زمین برای شهادت آن حضرت گریه کردند، و چهار هزار فرشته برای یاری او از آسمان فرود آمدند، امّا وقتی رسیدند که حسین (ع) کشته شده بود لذا این فرشتگان پریشان مو و گرد آلود اطراف قبر حسین معتکفند تا قائم ما قیام کند آنگاه او را یاری خواهند کرد و شعار آنها یا لثارات الحسین است (ای انتقام گیرندگان خون حسین).
پسر شبیب، پدرم برایم حدیث فرمود از پدرش، از جدّش که وقتی جدّم حسین به شهادت رسید از آسمان خون و خاک سرخ بارید.
پسر شبیب، اگر برای حسین چنان گریه کنی که اشکهایت بر گونه هایت جاری شود خداوند همه ی گناهان کوچک و بزرگ ترا می آمرزد؛ اندک باشد یا بسیار.
پسر شبییب، اگر ترا خوشحال می کند که به هنگام ملاقات با خدا گناهی نداشته باشی پس حسین علیه السلام را زیارت کن، پسر شبیب، اگر می خواهی در غرفه های بهشتی با پیامبر اکرم (ص) باشی بر قاتلان حسین لعنت فرست.
پسر شبیب، اگر می خواهی ثواب شهدای کربلا نصیبت شود هنگامی که یاد شهدای کربلا را می کنی بگو: کاش من هم با آنها بودم و از فوز و سعادت بزرگ بهره مند می شدم.
پسر شبیب اگر می خواهی که در بهشت با ما باشی در بالاترین درجه ها و مرتبه ها پس به حزن و اندوه ما محزون و اندوهناک باش و به خوشحالی و شادی ما شاد و خوشحال، و ولایت و دوستی ما را بپذیر، که اگر مردی سنگی را دوست خود گیرد و به او تولیّ جوید خدا در روز قیامت او را با سنگ محشور فرماید.
www.heyatmohebban.blogfa.com
به نام خدا
« وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا وانهار اذا جلاها »
" مرحبا بک یا ابا عبدالله یا زین السموات و الارضین "
نور امام حسین (علیه السلام) حزین بود
پیامبر(ص) فرمود :"وقتی خدای تعالی اراده کرد که ما را خلق کند کلمه ای تکلم کرد و از ان نوری افرید سپس باز به کلمه دیگر تکلم کرد و از ان روحی را خلق کرد پس ان نور را با ان روح امیخت و من و برادرم علی و فاطمه و حسن و حسینم را خلق کرد و زمانی که هیچ تسبیحی نیود ما خدا را تسبیح میکردیم ، زمانی که هیچ تقدیس و پاک شمردنی نبود ما او را پاک منزه می شمردیم "
از روایات زیادی مشخص میشود که نورحسین(علیه السلام) با بقیه انوار فرق دارد از این جهت هر یک از پیامبران از حضرت ادم تا حضرت خاتم این تا نور را مشاهده کردند محزون شدند و اشک از چشمانشان جاری شد
برخی ازالطاف مخصوص الهی به هنگام تولد امام حسین (علیه السلام)
نخست _ وقتی که امام حسین(علیه السلام) در بطن مادر بود احترام ویژهای از حضرت زهرا (سلا م الله علیها ) میشد. پیامبر در این باره میفرمود :" دخترم من در پیشانی تو نور و فروغ خاصی می نگرمبه زودی حجت بر خلق را به دنیا خواهی اورد " دلیل این که نور حسین(علیه السلام) در شدیدترین نورها نیز که نور حضرت زهرا (سلام الله علیها ) است تلا لو میکند همان حزن انگیز بودن نورابی عبدالله است
دوم _ خداوند به هنگام تولدحسین(علیه السلام) پنج فرشته فرستاد که تولد ش را تبریک گفتند به " رضوان" کلید درا بهشت فرمود زیبایی و اراستگی بهشت و بوی خوش ان کرامت و بخششی است که به سبب تولد نوزاد پیامبر پدیدار شده است. به جبریئل وحی فرمود به همراه هزاران فرشته به سوی پیامبر فرود اید و تولد حسین(علیه السلام) را تبریک گویید و پس از تیریک به پیامبر تسلیت گویند که او مظلومانه به شهادت خواهد رسید .
سوم _ هنگام تولد امام حسین(علیه السلام) به به زیباترین حوریه بهشتی به نام " لعیا " فرمان داد که قابله حسین شود
چهارم _ اینکه میکاییل گهواره جنبان حسین(علیه السلام) می شد و جبرایئل نیز برای ابا عبدالله در گهواره لا لایی می خواند
پنجم_ حسین(علیه السلام) از زبان و انگشت پیامبر شیر خورد که در زیارات جابر هم امده که " دست پیامبر رحمت ترا تغذیه کرد و از پستان ایمان شیر نوشیدی و در دامان اسلام پرورش یافتی "
با کمی دقت در احادیث و روایات این مطلب به خوبی مشاهده می شود که امام حسین(علیه السلام) در بین اولیا الهی منحصر به فرد بود هم از جهت خلقت ، هم از جهت ولادت و حتی شیر خوردن ، هم از جهت شهادت. جایگاه سید الشهدا (ع)نیز هم در برزخ و رستاخیز و بهشت ویزگیهای منحصر به فرد و خاصی داردکلا هر چیزی که منسوب به اقا ابا عبدالله (ع)است منحصر به فرد است محبان ان حضرت نیز منحصرند. ابی عبدالله دردانه خدا است .امام حسین(علیه السلام) تنها کسی است که قبل از ولادتش در اسمانها و زمین همه پیامبران برای او سوگواری کرده اند و حتی در روز ولادت نیز خدا توسط جبریئل برای رسول الله پیام تسلیت فرستاد . از روز تولد تا شهادت نیز مجالس زیاد عزاداری برای ان حضرت گرفته شد .دلیل اینکه ما هم نوحه گذاشته بودیم این بود که برای ان حضرت حتی در رزو ولادتش نیز عزاداری کردند .
پیامبر (ص) دلبسته حسین(علیه السلام) بود
اری باید گفت که پیامبر دلبسته حسین بود . خداوند قلب باطنی پیامبر را به حسین(علیه السلام) ارزانی داشت و این چنین رسول خدا را دلبسته حسین کرد رسول الله در این باره می فرماید " انه مهجه قلبی " به راستی که حسین مایه حیات دل من است . علاقه ای که پیامبر نسبت به حسین داشت خیلی عجیب بود گاهی پیش می امد که رسول خدا در بالای منبر مشغول سخن بود که حسین می امد در این حال سخن را رها میکرد و از منبر پایین می امد و به سویحسین(علیه السلام) میرفت او را میگرفت همه ی بدن مبارک را می بویید و میبوسید .و به مردم که با تعجب نگاه میکردند میفرمود به خدایی که جانم در دست اوست که اصلا متوجه نشدم که کی از منبر به پایین امدم این خیلی عجیب است عجیب یعنی وقتی رسول خدا حسین را میدید برای لحظاتی از خود بیخود میشد .
در مورد او میفرمود :" اللهم انی احبه و احب من یحبه " خدایا من حسین را دوست دارم و انان که حسین را دوست دارند نیز دوست میدارم و این را عملا هم نشان میداد . روزی میبینند که پیامبر یک کودکی را گرفته و میبوسد علت را میپرسند میفرماید این کودک حسین را مرا دوست میدارد من دیده بودم که این کودک خاک پای حسینم را بر میداشت و به چشمان و صورتش می مالید .
محبت حسین(علیه السلام) ذاتی است
باز این از عجایب است که :
" ان الحسین فی بواطن المومنین معرفه مکتومه"
یعنی خدای منان محبت ذاتی نسبت به امام حسین(علیه السلام) در دل مومنین قرار داده است
یعنی همانگونه که خدا پرستی در یبن خلایق فطری است. محبت حسین نیز فطری است تا جایی که هر کسی از دوست و دشمن وقتی که مصیبت عظمای او را میشنوند ناخوداگاه محزون میشوند .حسین کشته شده ی اشک چشم است و چشمی که در عزای او اشک بریزد ان اشک خاموش کننده اتش جهنم میشود . برای زیارت و عزاداری ابا عبدالله این قدر فضایل نوشته اند که ادم حیران میشود . حتی در روایات داریم که خدا در روز عرفه قبل از این به زائران خانه خدا بنگرد به عزاداران و زائران کربلا نگاه میکند.و باز در روایات داریم که خود خدا هر شب جمعه زائر حسین(علیه السلام) میشود . الله اکبر ...ما فقط میگوییم که :
جهود مشرک اگر یا حسین میگویند غلام مشرکم نوکر جهودم من
حب حسین (علیه السلام) ابلیس را بیچاره میکند
اولین بخشیده شده ی سیدا الشهدا حضرت ادم شد . وقتی که جبرایئل نازل شد و برای ادم نوحه امام را خواند. حضرت ادم گریه کرد.و خدا به احترام نام های 5تن ال عبا و اشکی که برای سیدا الشهدا ریخت او را بخشید .
و اما فطرس ملکه مقرب خدا بود که به علت یک ذره شکی که در عظمت اهل بیت کرد خدا بال و پر او را سوزاند و سالیان دراز او را به جزیره ای تبعید کرد. ولی وقتی امام حسین به دنیا امد دید . خدا وحی کرد که برو خود را به گهواره حسین بچسبان . که شفای تو در ان گهواره است .
فطرس که پرش را شرر قهر خدا سوخت باز انکه به دادش پر پرواز حسین است
با حسین (علیه السلام) میشود حجابها را برداشت و هفت اسمان را گشت.
با حسین(علیه السلام) حسین میشود از این رو به ان رو شد .مولا حسین (ع)ازاد شده ی زیادی دارد که در یک شب ره صد ساله رفته اند .مگر حر (ع) و یا زهیر و وهب را در چند لحظه دگرگون نکرد
رسول ترک یک فرد لا ابالی عربده کش در تهران بود که کسی را یارای روبرویی با او نبود .ولی رسول یک عادت داشت که وقتی ماه محرم میشد به مجالس روضه خوانی میرفت و قبل از رفتن هم میرفت دهان خود را زیر اب میگرفت تا به خیال خودش با دهان پاک به مجلس سید الشهدا برود .ولی رسول واقعا به خاطر ابا عبدالله میرفت. ولی گردندگان هیاتی که رسول شبهای محرم به انجا میرفتند از امدن رسول ترک راضی نبودند و می گفتند این پسره ابرو ما را در هیات برده .بلاخره به یکی گفتند که برو به این رسول ترک بگو دیگه نیاد . ایشون هم با ترس رفته بود از رسول خواهش کرده بود که دیگر به هیات نیا ید. با این که رسول جوانی قوی هیکل و قلدر بوده ولی در ان شب به احترام مجلس ابا عبدالله سرش را به زیر انداخته و از مجلس خارج شده بود . اری در ان شب دل رسول شکسته بوده .ولی شب هما ن اقایی که تصمیم به بیرون کردن رسول گرفته بود در خواب میبیند که در کربلاست و میخواهد به خیمه امام حسین(علیه السلام) نزدیک شود که یک سگ جلوی او را میگیرد و نمی گذارد به خیمه اربابش وارد شود خوب که نگاه میکند میبیند سر سگ همان سر رسول ترک است. نزدیکهای صبح از خواب می پرد و میرود در خانه رسول و به پای رسول میافتد . رسول هم در تعجب می ماند که اخر چی شده شما دیروز مرا بیرون کردید حالا به پایم افتا ده اید. وقتی که ماجرا برای رسول بازگو می شود .رسول دیگر شیدا میشود . شیدای حسن(علیه السلام) دیگر رسول ان رسول چند دقیقه پیش نبود .رسول ترک به جایی رسید که مستجاب الدعوه شد و الان هم بازاریان تهران از او یاد میکنند ..
هرکه غمت را خرید عشرت عالم فروخت با خبران غمت بیخبر از عالــمــــــــند
و یا ما ادرس میدهم که برید از اقای جمشیدی مجری تلویزیون ادرس قمار بازی را بگیرید که هم اکنون نیز در تهران زندگی میکند که حسین(علیه السلام) با او چی کار کرد ؟
عاشورا و ظهور
تقیه کردن برای سیدالشهدا (علیه السلام) حرام بود و برای امام زمان نیز همچنین خواهد بود . امام حسین(علیه السلام) وقتی قیام کردند که دیگر فسق و جور یزید به طور علنی به نهایت خود رسیده بود . و حضرت صاحب الامر(عج) نیز وقتی ظهور خواهد کرد که فساد زمین را فرا گیرد البته در این فساد و ظلم جور اخر الزمان خیلی حرفها باید زد .ونیز همانگونه که در کربلا در روز عاشورا حق از باطل به طور کامل جدا شد طوری که دیگر نبایستی حری داخل لشکر یزید میماند هنگام ظهور نیز حق از باطل جدا میشود . خلقت حسین(علیه السلام) ، ولادت حسین(علیه السلام) ، شهادت حسین(علیه السلام) و جایگاه حسین(علیه السلام) در برزخ و رستاخیز و بهشت پر از رمز و راز است.و فقط اخرین بازمانده حسین حضرت صاحب الامر(عج) از این رمز و راز باخبر است . ما هوز هم مانده ایم که خدایا در عاشورا چه شد ؟ به امید ظهور امام زمان و کامل شدن عقول برای درک واقعیات عاشورای حسینی. که سلام خدا بر ثانیه ظهورش
یا قمر منیر بنی هاشم یا ابالفضل العباس (ع) ![]()
حدیث قدسی این پست قسمتی از زیارت عاشورا
اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ
ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ اَللّهُمَّ
الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَشايَعَتْ وَبايَعَتْ وَتابَعَتْ
عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً . اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا
اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ
[اَبَداً] ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى
لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى
اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
منابع
لهوف- اصول کافی - اکمال الدین - کامل الزیارات - الخصائص الحسینی ـ رمز و راز کربلا






